چریک
دنیا،دنیای مبارزه است؛... بايد ايستاد و مبارزه كرد ... بايست! 
قالب وبلاگ
کـــلام نـــور
حدیث موضوعی
کـــلام شهید
وصیت شهدا
لطفا نظر بدهيد

دوای دردم، این دفعه که بیام دیگه بر نمی گردم

مثل همیشه بزرگی کن اگر که من جوونی کردم

منو صدا کن مثل قدیم تو روضه ها به من نگاه کن

حالم خرابه، این روزها آقا برا من خیلی دعا کن

دل بی قراره ولی همیشه یک نفر هوامو داره

هر چی که باشم مگه میشه امام رضا(ع) تنهام بذاره

صاحبمونه یک عمره رو قلبم دارم ازش نشونه

خودش غریبه نمی گذاره که نوکرش غریب بمونه...


موضوعات مرتبط: حرف دل، عاشقانه
برچسب‌ها: امام رضا, حرم, مشهد
[ ] [ 17:19 ] [ چریک ]

بسم الله الرحمن الرحيم

همين چند روز پيش بود كه به خودم جرأت دادم و دست به قلم شده و وقت عزيزي را كه مطالب وبلاگ من را هر چند به صورت گذري خوند گرفتم. اما حالا سعي دارم ادامه بدهم نوشته ايي را كه تحت عنوان «من كي هستم؟» به رشته تحرير در آوردم.

همان طور كه عرض كردم براي رسيدن به مقام خليفه الهي در زمين يكي از گامهاي مهم خودشناسي است و براي رسيدن به خود شناسي پرسش اين سوال از خودمان كه «من كي هستم؟» به عنوان يك سوال اساسي و رسيدن به پاسخ درست آن، مي تواند بسيار ياري دهنده باشد.

پرسيدن اين سوال شايد كمي آسان به نظر بيايد ولي پاسخ دادن به آن بسيار دشوار و پيچيده است! من كي هستم؟ من انساني هستم كه تنها تفاوتم با حيوان بلاغت است؟ يا اينكه منطق و عقل و ... كه انديشمندان مختلف در حوزه علوم انساني به آن پاسخ هاي متفاوتي با توجه به شناخت خويش داده اند.

اما من نه بعنوان يك انديشمند! بلكه بعنوان يك فردي كه زياد به اين پرسش فكر كرده سخني چند عرض مي كنم؛

انسان ها همه در طول عمر خويش براي يك بار هم كه شده اين سوال را از خودشان مي پرسند و بعضي چند بار و بعضي ديگر كه بيشتر اهل فكر هستند بارها و بارها ... يكي در دوران نوجواني از خودش مي پرسد، يكي در جواني و ديگري در ميانسالي ولي بنظر من نقطه اشتراك بين تمامي آنها اين است كه قبل از چهل سالگي اين كار را مي كنند، حتي براي يك بار هم كه شده!...

يادم مياد كه بارها اين سوال را از خودم پرسيده ام ولي اساسي ترين مرتبه اي كه از خودم سوال كردم و موجب شد كه تفكرات و جريانات ذهني من كاملا تغيير كند حدود يك سال اندي پيش بود...!

من كي هستم؟...بازگشت به گذشته و مرور جريانات اتفاق افتاده در طول سال هاي قبل،اولين اتفاقي بود كه برايم افتاد در پاسخ به اين سوال!

من كي هستم؟...همه اتفاقات را يك بار ديگر مرور مي كني و با خودت تكرار مي كني كه آيا درست عمل كرده اي يا نه؟!

من كي هستم؟...اينجاست كه ديگه تصميم با خودته كه اميد داشته باشي به آينده و با توكل به خداي متعال بري جلو و يا نااميد بشي و تمام ...!

و ...

براي رسدن به پاسخ خيلي بايد زحمت كشيد ولي وقتي به جواب درست برسي نتايج خوبي برات حاصل مي شه كه براحتي مي تواند مسير آينده را برات روشن تر و واضح تر نمايد...

مواظب خودت باش-ياعلي

ان شاءالله ادامه خواهد داشت...


موضوعات مرتبط: حرف دل
برچسب‌ها: انسان, خدا, آدم
[ ] [ 23:3 ] [ چریک ]

هر طرف مي نگرم محرابي از ابروي توست
رو بـگـردانـي نـمــاز خـلـق بــاطل مي شود


موضوعات مرتبط: عاشقانه
برچسب‌ها: امام رضا
[ ] [ 21:7 ] [ چریک ]

 

گــویــنــد خـــلایـــق کـه تــو ایـنـگـونــه نــبــودی

با خلق چه گویم که چه کرد عشـق تو با من؟


برچسب‌ها: عشق
[ ] [ 19:10 ] [ چریک ]

دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد*تکیه بر عهد تو و باد صبا نتوان کرد

آن چه سعی است من اندر طلبت بنمایم*این قدر هست که تغییر قضا نتوان کرد

دامن دوست به صد خون دل افتاد به دست*به فسوسی که کند خصم رها نتوان کرد

عارضش را به مثل ماه فلک نتوان گفت*نسبت دوست به هر بی سر و پا نتوان کرد

سروبالای من آن گه که درآید به سماع*چه محل جامه جان را که قبا نتوان کرد

نظر پاک تواند رخ جانان دیدن*که در آیینه نظر جز به صفا نتوان کرد

مشکل عشق نه در حوصله دانش ماست*حل این نکته بدین فکر خطا نتوان کرد

غیرتم کشت که محبوب جهانی لیکن*روز و شب عربده با خلق خدا نتوان کرد

من چه گویم که تو را نازکی طبع لطیف*تا به حدیست که آهسته دعا نتوان کرد

بجز ابروی تو محراب دل حافظ نیست*طاعت غیر تو در مذهب ما نتوان کرد

غزل 136 دیوان حافظ


موضوعات مرتبط: حرف دل
برچسب‌ها: محبوب, عشق, حافظ
[ ] [ 19:6 ] [ چریک ]

از در درآمــدی و مـن از خـود بـه درشدم

گفتـی کـز این جهـان به جهان دگر شدم

گوشم به راه تا که خبر می‌دهد ز دوست

صــاحب خبـــر بیــامد و من بی‌خبر شدم

چـون شبنـــم اوفتـــاده بــدم پیش آفتــاب

مهـــرم بـه جان رسید و به عیوق برشدم

گفتــم ببینـــمش مـــگرم درد اشتیــــــاق

ســــاکن شـود بدیــدم و مشتــاقتر شدم

دستـــم نـــداد قـوت رفتــن بــه پیش یـــار

چنــدی به پای رفتم و چندی به سر شدم

تــا رفتنش ببینـــــم و گفتنــــش بشنــــوم

از پــای تا بــه سر همه سمع و بصر شدم

مــن چشــــم از او چگونه توانم نگاه داشت

کـــاول نظــر بـــه دیــدن او دیــده ور شـدم

بیــــزارم از وفـــای تـو یــک روز و یــک زمان

مجمــوع اگـــر نشستم و خرسند اگر شدم

او را خــود التفــــات نبـــودش بـه صیــد من

مـن خویشتـــن اسیــر کمنــد نظـــر شـدم

گوینـــد روی ســرخ تــو سعدی چه زرد کرد

اکسیـر عشـــق بر مســم افتاد و زر شدم

غزل 374 دیوان اشعار سعدی(علیه الرحمه)


موضوعات مرتبط: حرف دل
برچسب‌ها: عشق, سعدی
[ ] [ 18:51 ] [ چریک ]

بسم الله الرحمن الرحیم

وقتی که قصد میکنی برای نوشتن مطلبی در وبلاگت تا شاید عزیزی به صورت گذری بیاد و نگاهی به آن بیندازد با خودت فکر می کنی که چی بنویسی که ارزش داشته باشد؟! ارزش اینکه آن عزیز چشمانش را برای خواندن آن مطلب به کار بگیرد و وقتش را براش صرف کند.

اینه که با خودت کلنجار میری که دستت را ببری سمت صفحه کلید یا نه؟!

اما حالا که در دل سوزی دارم و در چشمم نَمی، به خودم جرأت دادم و شروع کردم به نوشتن به امید اینکه مورد توجه واقع شود.

برای اینکه انسان به مقام انسانیت خودش دست پیدا کند یعنی مقام خلیفة الله بودن در روی زمین باید، آدم شود. و برای آدم شدن نیاز است که مهمترین و اولین مرحله را به بهترین نحو گام بردارد و آن مرحله خودشناسی است. یعنی اینکه بتواند تمامی زوایای پنهان و پیدای وجود خودش را بشناسد؛ و اینه که بزرگان فرموده اند خودشناسی مقدمه خداشناسی است.

وقتی که خودت را شناختی مشکلات زندگی که چه عرض کنم طوفان های سهمگین هم دیگه نمی تواند تو را از جا تکان دهد و آنگاه می توانی مثل کوه محکم و استوار پایت را روی زمین بگذاری و بعد آرام آرام به سوی جلو گام برداری.

برای اینکه خودت را خوب بشناسی تفکر بسیار موثر است و آن هم تفکر عمیق و هدف دار که در روایات آمده یک ساعت ان بهتر از 70 سال عبادت است.

یکی از راه های تفکر صحیح و عمیق که بسیار کاربردی بوده و می تواند جهت حرکت ما را به سوی خودشناسی صحیح مشخص نماید این است که هر از گاهی از خودمان این سوال را بپرسیم :

من کی هستم؟

و این مهمترین سوالی است که رسیدن به جواب آن می تواند خیلی از سوالات دیگر را پاسخ دهد...

در این مورد در ذهن من مطالب زیادی وجود داره که در حال دورانه و شاید به لطف الهی ادامه دادم و باز هم نوشتم. به امید آن که وقت عزیزی را که زحمت کشید و چشمانش را برای خواندن این مطلب به زحمت انداخت درست بکار گرفته باشم.

مواظب خودت باش. یاعلی(ع)


موضوعات مرتبط: حرف دل
برچسب‌ها: انسان, خدا, آدم
[ ] [ 14:4 ] [ چریک ]

در دنیای حقیقی میگن گاه گاهی سر زدن به اموات بد نیست در سخن عرفا هم زیاد مشاهده شده که توصیه به زیارت قبور کردن اما جالبه که در دنیای مجازی هم زیارت قبور داریم یه وقتایی اگه ما آدما دستمون به هم نرسه میریم به وبلاگ های همدیگه سر می زنیم ببینیم طرف زندست یا دار فانی رو وداع گفته... فقط میتونم بگم برای خودمون! متاسفم!

یا دهر اف لک

به نقل از وبلاگ دوست...


موضوعات مرتبط: حرف دل، عاقلانه
برچسب‌ها: مرگ
[ ] [ 13:41 ] [ چریک ]
امروز سالروز امامت آقا و سرور ما حجت ابن الحسن (عجل الله تعالي فرجه الشريف) است كه جان عالميان به فداي قدم او. خواستم تبريك بگم اين عيد سعيد را كه واقعا هم تبريك داره ولي وقتي شروع كردم به نوشتن اشك توي چشمام حلقه زد و به جاي عنوان تبريك بي اختيار نوشتم : بيا ...

خوشحالم براي اين روز عيد كه مصادف شده با شب يلدا و شاد بودن اكثر مردم ولي غم همه ي وجودم را فرا گرفته از اينكه با يك حساب سرانگشتي كه با اعداد زير انجام دادم و متوجه شدم كه واي چقدر طول كشيده اين انتظار ...

تولد : 255 هجري قمري

آغاز امامت : 260 هجري قرمي

غيبت صغري : 260 تا 329 هجري قمري

غيبت كبري : 329 هجري قمري ... ادامه دارد...

 

يعني ميشه بيايي و چشمان من روسياه را به ديدارت روشن كني؟!

بيا كه ز آمدن تو بهار مي آيد ... بيا ...


موضوعات مرتبط: حرف دل، عارفانه
برچسب‌ها: امام زمان, بيا, انتظار, منتظر
[ ] [ 20:52 ] [ چریک ]

می گویم از کنار زیارت نرفته ها
بـالا گرفته کـار زيـارت نـرفتـه ها

اشک و نگاه حسرت و تصویر کربلا
ایـن است روزگـار زیـارت نـرفته ها

امسال اربعینت همه رفتند ومانده بود
هیـأت در انــحصـار زیــارت نــرفتـــه ها

انگار بین هیات ما هم نشسته بود
زهـــــرا بــه انتــظار زیارت نرفته ها

در روز اربعین همه ما را شناختند
بـا نـام مستــعار "زیـارت نرفته ها"

اما هزار مرتبه شکر خدا که هست
مشهـد در اختیـار زیـارت نـــرفته ها

باب الحسين(ع) قسمت آنان که رفته اند

باب الرضــــا(ع) قــرار زیــارت نــرفتــه هــا

غم می خورم برای دل رهبرم که هست
تـــنــها طلــایــه دار زیــارت نــرفـتــه هــا

گفتند شاعران همه از حال زائران
ایــن هم به افتخار زیارت نرفته ها


موضوعات مرتبط: حرف دل، عاشقانه
برچسب‌ها: كربلا, زيارت, حسين, رضا
[ ] [ 16:25 ] [ چریک ]

روزی شاگرد امام صادق علیه السلام نزد ایشان آمد وپرسید مطیع امر امام یعنی چی ؟
امام سیبی را که در دست داشتند به دونیم مساوی تقسیم کردند وجلوی شاگردشان گذاشتند وفرموندند ،نیمی از این حلال
ونیمی حرام است.
شاگرد با تعجب پرسید چرا ؟!
امام فرمودند :
کسی که مطیع امر امامش باشد هر چه را امام بگوید بی چون وچرا وبدون شک میپذیرد اگر تو مطیع واقعی امامت باشی نباید شک کنی وبپرسی چرا آن قسمت سیب حرام است.

اگر مطیع واقعی هستید هر چه را سید الشهدا برایتان مقدر میفرماید با جان ودل بپذیرید حتی اگر آخر آن به وصال نرسد...
ارباب ما مهربان تر از آن است که گوشه چشمی به ما نکند..حتی با بار سنگین گناه...
بی شک مصلحت آنان از دلتنگیه ما برتر است،پس دل بسپارید به مصلحت...بالاخره این شهر پر از فتنه هم حسینی و هیئتی میخواهد...
پس سر تعظیم فرود بیاوریم در برابر مصلحت...
وهیچ گاه از امامتان نپرسید چرا برای همه جا بود وبرای من نبود...
ان شاالله قسمت و روزیِ همه...
هر چند تحمل فراق کربلا کار آسانی نیست ولی ...

عشق یعنی عاشق دلبر شدن ...آنچه را او مي پسندد آن شدن...


موضوعات مرتبط: حرف دل، عاشقانه
برچسب‌ها: ولايت, مطيع, عشق, حسين
[ ] [ 15:53 ] [ چریک ]

استقامت در اهداف و اصلاح روش ها

اگر اهداف و ارزش ها و مباني الهي باشند كه به لطف خداوند بايد چنين باشد ليكن ابزارها و روش ها مادي و بشري اند! بنابراين هم خطاپذير هستيم و هم آسيب پذير!

اهداف الهي را انبيا و معصومين و ملائكه نمي خواهند در ما و در جامعه عملي كنند بلكه همين انسان و آدم معمولي بايد دنبال تحقق آن اهداف باشد.

لذا يك وظيفه عمده همه ي ما اين است كه خودمان را دائما رصد كنيم و خطاهاي احتمالي و اشتباهات را شناسايي نموده و نسبت به برطرف كردن آن اقدام نماييم و در اين راه از خطاهاي گذشته خود و ديگران عبرت بگيريم.

رفع اين خطاها در روش ها است و نه در اهداف، زيرا اهداف الهي هستند و بايد استقامت داشته باشيم در راه اهداف كه آنها تغيير ناپذيرند (فاستقم كما امرت)، اگر تغييري هم لازم است بايددر روش ها باشد كه شامل تكامل، اصلاح و تغيير در جهت رفع خطاها مي باشد.

مواظب باشيم جاي «هدف» را با «روش و ابزار» عوض نكنيم و انحراف از هر دو نيز اشتباه است.


موضوعات مرتبط: عاقلانه
برچسب‌ها: اهداف, روش, خطا
[ ] [ 15:37 ] [ چریک ]

ازشوق حرم حسين (عليه السلام) قلبم در حال پاره شدنه!!!

آقا يعني مي شه بطلبي و از روي آقاييت اين كمترين را، راه بدي توي حرمت؟! به آقايي تو اميد دارم و گرنه كه چيزي ندارم براي گفتن...

 

كنـار قــدمــهاي جــابـــر، سـوي نـيـنــــوا رهسپـاريم

ستونهاي اين جاده را ما، به شوق حرم مي شماريم

شبيه ربـاب(س)و سكينه(س)، براي شما بي قراريم

از ايــن سختـي و دوري راه، به شوق تو باكي نداريم

فدايي زينب(س) پر از شور و عشقيم

اگر كه خــدا خواست بزودي دمشقيم

لبيك يابن الحيدر(عليه السلام)


موضوعات مرتبط: عاشقانه
برچسب‌ها: حسين, كربلا, عشق
[ ] [ 16:36 ] [ چریک ]

به نام خداي عشق و با مدد از مولاي عشق حسين (عليه السلام)

دلا در عاشقي ثابت قدم باش ...

عشق به امام حسين(ع) عمري دارد به بلنداي تاريخ و شوري دارد به بزرگي تمامي دلهاي پريشان و عمقي دارد به ژرفاي عميق ترين زخم هاي تاريخ ...

عاشق امام حسين (ع) بودن مختص به افراد و زمان هاي خاصي نيست بلكه متعلق به همه است، متعلق به مسلمان و غير مسلمان است ...

امام حسين(ع) به نجات همه بشر فكر مي كرد نه به نجات شيعه يا نجات مسلمان و يا نجات انسانهاي عصر خويش!

عشق به چنين مردي بخاطر بزرگواري اوست نه بخاطر لياقت عاشق!

پس دعاي همه ما اين باشد كه يا حسين (ع) عشق خويش را به ما هبه بفرما و تو را قسم به علي اصغرت(ع) ما را در اين راه ثابت قدم نگه دار...

لبيك يا حسين (عليه السلام)


موضوعات مرتبط: حرف دل، عاشقانه
برچسب‌ها: خدا, حسين, عشق
[ ] [ 21:42 ] [ چریک ]
حديثي شنيدم به اين مضمون :

العفو تاج المكارم ... بخشش تاج تمامي اخلاقيات است ...

وقتي با خودم فكر كردم ديدم كه واقعا ميشه هر چيزي را با بخشش و گذشت حل كرد، حتي بدترين سختي ها را؛

ولي رسيدن به اين مرتبه كار بسيار سخت و طاقت فرسايي است كه گاهي در طي اين مسير صداي خرد شدن استخوانهايت را مي شنوي...

بهر حال هر چيزي را به بها دهند نه به بهانه چه برسد به بهشت ...

بايد زحمت كشيد، بايد تلاش كرد، بايد دست گذاشت سر زانو و با توكل بخداي كريم بلند گفت : ياعــلــي...


موضوعات مرتبط: حرف دل
برچسب‌ها: عفو, گذشت
[ ] [ 0:53 ] [ چریک ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دنیا،دنیای مبارزه است.هر کس در این میدان نبرد دیر بجنبد کشته است نه شهید؛جبهه، جبهه جنگ نرم است.
اگر بگویم که یک رزمنده ام کاملا راست نگفته ام ولی آمده ام که اسمم را در صف رزمندگان جبهه بنویسم (گویند پیرزنی نخ ریسی می کرد تا یوسف را بخرد.گفتند:یوسف را به تو نمی فروشند!گفت:می دانم ولی نامم در میان خریدارانش ثبت می شود!!) .
جبهه ی امروز خاکریز و سنگر ندارد و همه جا صحنه نبرد است،نبرد جنگ نرم. اگرداوطلب نشویم شکستمان حتمی است؛جبهه نیرو می خواهد نه تماشاچی.
چریک؛ مبارزی در جبهه بدون مرز
.....
خدايا اگر تو نگاهي به ما نيندازي و عنايت نداشته باشي مبارزه كه چه عرض كنم، نفس كشيدن هم برايم غيرممكن مي شود ...
خدايا به حق حسين (عليه السلام) ياريمان كن ...